مصاحبه با ماریو بارگاس یوسا

ماریو بارگاس یوسا در مصاحبه با روزنامه «لا ناسیون» آرژانتین درباره زندگی، ادبیات، رسانه‌های مدرن و تجربه نگارش مشهورترین رمان‌هایش صحبت کرده است.

این نویسنده در عرصه‌ سیاست و مقاله‌نویسی هم دست توانایی دارد و آثارش در روزنامه‌های معتبر اسپانیولی‌زبان به چاپ می‌رسد. شهرت یوسا با نخستین رمانش با عنوان زندگی سگی آغاز شد.

یوسا

به عقیده شما زندگی را تمام و کمال زندگی کردن یعنی چه؟ می‌دانم که ادبیات شما را به وجد می‌آورد، چیز دیگری هم هست؟

من هم مثل تمام آدم‌های دیگر، تنها بخشی از امکانات بی‌پایانی را که زندگی ارائه می‌کند زندگی کرده‌ام و سعی دارم تا پایان از آن استفاده کنم. امیدوارم بتوانم کنجکاوی و اشتیاقم را نگه دارم؛ این آخرین چیزی است که باید از دست داد. از دید من غم‌انگیزترین چیز، منظره آدم‌هایی است که تخیلات و کنجکاوی‌شان را از دست می‌دهند و به زندگی ادامه می‌دهند. در واقع آن‌ها مرده‌اند، چون این یعنی مرگ واقعی.

زندگی مملو از چیزهای متنوع است، زندگی غنی است. زندگی می‌تواند یک ماجراجویی خارق‌العاده باشد و ادبیات یکی از همان ماجراهاست. آدم نمی‌تواند تمام تجربه‌ها را زندگی کند، اما ادبیات این امکان را به شما می‌دهد که تجربیاتی را زندگی کنید که تنها از طریق تخیل و تصورات در دسترس‌تان هستند. به همین خاطر است که ادبیات، زندگی را غنا می‌بخشد، اما جایگزین آن نمی‌شود. با این حال در برخی موارد استثنا این هم ممکن است. مثلا در مورد «بورخس» که در مقدمه‌ یکی از کتاب‌هایش نوشته: «بسیار چیزها خواندم و کمتر زندگی کردم.» به نظرم درباره او می‌توان مطمئن بود که آن‌چه او خوانده، مهم‌تر از تجربه‌های زیستی‌اش بوده و بهترین نوع زندگی کردن برای «بورخس»، مطالعه بوده است. اما این یک مثال معمولی نیست.

جایزه نوبل به غیر از مبلغ مالی (حدود یک میلیون دلار)، چیست؟

یک مدال طلا که نام شما روی آن حک شده. آن‌ها به شما اجازه می‌دهند (یوسا زیرکانه می‌خندد) پنج کپی از آن را که تولید خود آکادمی سوئدی است، بخرید. مسلما تمام برندگان آن را می‌خرند و به خانواده‌های‌شان هدیه می‌دهند. مثلا من آن را به فرزندانم دادم. یکی دیگر از مدال‌هایم در موزه است؛ موزه‌ای که در خانه محل تولدم در آرکیپا احداث کردم.

آن مدال، نماد جایزه است. متوجه شده‌ام که بعضی از برندگان نوبل، آن مدال‌ها را فروخته‌اند. (دوباره و با شدت بیشتری می‌خندد) امیدوارم من تحت تاثیر آن شرایط ترسناک قرار نگیرم که مجبور شوم مدال نوبلم را بفروشم! و امیدوارم در خانواده‌مان باقی بماند.

مدال خودتان کجاست؟

به شما نمی‌گویم (باز هم می‌خندد) این یک راز است و امیدوارم حفظ شود. امیدوارم به خوبی از مدالم نگهداری و محافظت شود.

دوست دارید مرگ در چه حالی به سراغ‌تان بیاید؟

در حال نوشتن. دوست دارم مرگ با جوهر، کاغذ و دفتر، غافلگیرم کند. این شکل ایده‌آل مرگ برای من است. مرگ تصادفی است که رخ می‌دهد، چیزی غیر از آن‌که ما شوم می‌دانیمش.

آیا از رایانه برای نوشتن استفاده می‌کنید؟

نه، دستی می‌نویسم، با جوهر و همیشه در دفتر. و بعد وقتی اصلاحاتم را انجام دادم، آن را به رایانه می‌سپارم. اما اولین نسخه‌ها، حتی مقاله‌هایم، همیشه با جوهر و روی کاغذ نوشته می‌شوند. وارد کامپیوتر کردن آن‌ها اولین فاصله‌ای است که به من اجازه می‌دهد متن را اصلاح کنم. دوست دارم کمتر بنویسم و بیشتر تصحیح کنم. اولین چرک‌نویس همیشه وقت و انرژی زیادی از من می‌برد. در عوض وقتی متن آماده است و شروع به پاک‌سازی و دوباره‌نویسی آن می‌کنم، واقعا لذت می‌برم. این لذت‌بخش‌ترین بخش کار ادبی برای من است.

ماریو بارگاس یوسا

هر رمان چقدر زمان می‌برد؟

خب، طولانی‌ترین رمان از من سه سال وقت گرفت. مثلا «گفت‌وگو در کاتدرال»، «جنگ آخرالزمان» و شاید «رویای سلت». دو تای اولی بیش از همه کار برد.

سه سال کار روزانه؟

من عملا هر روز کار می‌کنم. بعضی روزها پیشرفتی نمی‌کنم، اما پسرفت چرا. اما وقتی کتابی را شروع می‌کنم – و همیشه در حال شروع کردن یک کتاب هستم – سعی می‌کنم کاملا منضبط باشم.

«ماریو بارگاس یوسا» متولد ۱۹۳۶، از مطرح‌ترین چهره‌های ادبیات آمریکای لاتین به‌شمار می‌رود. او در پنج دهه گذشته، آثاری را مانند «سور بز»، «خانه سبز»، «گفت‌وگو در کاتدرال» و «شهر سگ‌ها» خلق کرده است. این نویسنده در عرصه‌ سیاست و مقاله‌نویسی هم دست توانایی دارد و آثارش در روزنامه‌های معتبر اسپانیولی‌زبان به چاپ می‌رسد. شهرت «یوسا» با نخستین رمانش – «زندگی سگی» – آغاز شد.

این رمان‌نویس پرویی هفتم اکتبر سال ۲۰۱۰ برنده جایزه‌ نوبل ادبیات شد. حدود ۲۰ سال نام او جزو کاندیداهای این جایزه بود. «یوسا» در سال ۱۹۹۴ به عنوان عضو آکادمی اسپانیا برگزیده شد و در سال‌های گذشته در بسیاری از دانشگاه‌های آمریکا، آمریکای جنوبی و اروپا تدریس کرده است. این نویسنده توانست در سال ۱۹۹۵ جایزه «سروانتس»، مهم‌ترین جایزه ادبی نویسندگان اسپانیولی‌زبان، را از آن خود کند و همچنین در سال ۱۹۹۶ برنده جایزه صلح آلمان شد.

در صفحه گفتگو و مصاحبه با نویسندگان بیشتری آشنا شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *